راسته حسرت فروش ها
کسی یاد ما نداد که کمپانیهای گردنکلفت دنیا برای اینکه کالاهایشان کپک نزند،«نیاز» هم تولید میکنند و حتی «آرزو» میتراشند تا ما همیشه در یک فقر کاذب بلولیم، با یک افسوس مدام، دمخور باشیم وبرای رسیدن به نداشتههایی که آنها نشانمان میدهند، حرص بزنیم و حسد انبار کنیم. بعد مبلغان مصرف، رندانه پای ارزشهایمان را بریدند تا قد نکشیم و چشممان را بستند تا بودنمان را نبینیم و هیچوقت به آنچه هستیم، مسرور نباشیم. آن کلکهای قشنگ که اسمش تبلیغات بود ما را فریب داد تا آن دروغ بزرگ را که اسمش ضرورت بود، باور کنیم؟ تا این جعبه کوچک ارتباطی حتی کنار کیک و شکلات، توی جیب بچههای ما هم بنشیند. تا ما اضطراب جدید «بیموبایل هراسی» را بشناسیم، و ۷۳درصدمان پای این تلفن را توی رختخوابهایمان هم بیاوریم و ۴۳درصدمان بگوییم: میتوانیم یک هفته بیکفش سر کنیم، اما بیموبایل هرگز.
ما از ورود بیقواره این تکنولوژی جدید چه میخواستیم که اینطور دنبالش دویدیم؟ این دسترسی ساده، آسانیابی، گستره متنوع خدمات، فردیتبخشی، و هر چند تای دیگری که شما بشمارید، این مزیتهاچقدر میارزید؟ به نرخ امروز بفرمایید وبعد خیلی ساده، مبلغش را کسر کنید از هزینه آسیبهایی که با مدرک آمار و دلیل میشمارند، به اضافه آنها که بیسند، مثل تیغه آفتاب توی چشممان میزند. این موبایلها ما را از آن سالهای رنج تلفنهای سکهای و معطلی کیوسکهای زرد، خلاص کرد، درست، اما برای این رهایی، چه چیزهایی از ما گرفت؟ ته این دخل و خرج چه ماند؟
ما ایرانیها حسابمان خوب است اما محاسبهمان نه! بیناییمان خوب است اما دقتسنجیمان خیر، باهوشیم، اما از هوشمان وام نمیگیریم، و همین هم سببساز خیلی از مشکلات ما شده، و باعث شده که من اینجا روبهروی ورود یک محصول جدید بایستم و از شما بخواهم اندکی تأمل کنید.
قصه رویارویی ما با تکنولوژیهای جدید، بیشباهت به این تمثیل نیست؛ کسی پیش از تبحر در رانندگی و بیآنکه نیاز به سرعت گرفتن داشته باشد وبزرگراهش را بشناسد، حسرت زیبایی و سرعت مرسدس را میخورد!و پیرو آن، با فروش زمین آباء و اجدادیاش که کلی درآمد داشته، مرسدسی میخرد که کلی هزینه دارد. بعدمیاندازدش توی کوچههای پردستانداز تنگ شهرش و هی حرص میخورد که مبادا کسی آن را بدزدد یا خطی بر اندامش بکشد.
حالا این چند سطر را با موج جدید تبلیغات اپراتور سوم تطبیق بدهید. این دفعه به حوالی پنج سال بعد قدم بگذارید و پیشبینی کنید که آن وقت با حاکمیت این اپراتور تصویری، چه چیزهایی بیشتر داریم و چه چیزهایی کمتر، این محاسبه، این دقتسنجی و این باهوشی را الان داشته باشیم و این بار، قبل از وقوع، به علاج واقعه بیندیشیم.
ممنونم از اصغر عرفان و سایت سراب رایتل به خاطر متن بالا
پیشنهاد میکنم این آهنگ فوق العاده از محمد اصفهانی را از اینجادانلود کنید.
بهشت از دست آدم رفت از آن روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو،از حق مردم خورد
مرغ باغ ملکوتم نيم ازعالم خاک